برای عزیزترین عزیز ... !!!
سلام
اینو واسه کسی مینویسم که نه تونستم ببینمش و نه تونستم بفهممش ... چون واسه من خیلی بزرگ بود :
"هنوز ... "
هنوز میشه تو چشات خیلی چیزارو پیدا کرد
میشه با گرگر دستای تو خیلی کارا کرد
میشه تو چشمای تو گم شد و مرد
میشه دریا رو به بغض تو سپرد
میشه با چشم تو رنگ ها رو شناخت
میشه بهترین ترانه ها رو ساخت
نگو دیره ... من از این فاصله ها بد جوری گریه ام میگیره
نگو دیره ... من از این بی خودی ها بد جوری گریه ام میگیره
آره گریه ام میگیره .....
داره گریه ام میگیره .....
دلم میخواست حتی واسه یه لحظه ببینمت ... فقط یه لحظه ...
دوستت دارم ... واسه همیشه ... همه جا ... همه وقت ...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۸۵ ساعت 22:27 توسط رضا
|